همه سامانه‌ها عملیاتی هستند 6 منطقه آفشور پرداخت بدون KYC
Hands-on راهنمای میدانی

جایگزین AWS بدون KYC: عبور از هایپراسکیلرها

تیم‌ها به‌ندرت یک hyperscaler را به دلیل ایدئولوژی ترک می‌کنند. آن‌ها ترک می‌کنند چون حسابشان پشت یک درخواست تأیید هویت مجدد قفل شده، چون ردیف egress در صورت‌حساب از ردیف compute پیشی گرفته، یا چون کارتی که به نام حقیقی کسی صادر شده، ضعیف‌ترین حلقهٔ کل طراحی از آب درآمده است. این راهنما نسخهٔ بی‌احساسِ همان جابه‌جایی است: اینکه AWS، DigitalOcean، Hetzner و Vultr واقعاً چه چیزی را بررسی می‌کنند، موجودی رمزارزی پیش‌پرداخت از $30.00 چه چیزی را تغییر می‌دهد، و کدام بارهای کاری اصلاً نباید جابه‌جا شوند.

به‌روزرسانی‌شده در 2026-07-26 · 12 دقیقه مطالعه · عملیات ناوگان
در این صفحه
  1. چرا تیم‌ها AWS، DigitalOcean، Hetzner و Vultr را ترک می‌کنند
  2. هر hyperscaler پیش از راه‌اندازی instance چه چیزی را بررسی می‌کند
  3. کارت‌های پساپرداخت در برابر موجودی crypto پیش‌پرداخت
  4. Egress، پهنای باند و صورت‌حسابی که هیچ‌کس پیش‌بینی نمی‌کند
  5. حوزهٔ قضایی: وقتی کلودهای US را ترک کنید، چه کسی به داده‌هایتان دسترسی دارد
  6. نگاشت یک instance از AWS یا DigitalOcean به یک پلن بدون KYC
  7. وقتی یک cloud بزرگ‌مقیاس را کنار می‌گذارید، واقعاً چه چیزی از دست می‌دهید
  8. کدام workloadها تمیز جابه‌جا می‌شوند و کدام باید بمانند
  9. گام‌به‌گام
SP·01

چرا تیم‌ها AWS، DigitalOcean، Hetzner و Vultr را ترک می‌کنند

بیشتر جست‌وجوهایی که برای «جایگزین AWS بدون KYC» انجام می‌شود، از سوی کسانی است که از قبل چیزی در محیط عملیاتی (production) دارند. این نکته مهم است، چون سؤال را از کدام کلود ارزان‌تر است به اگر جابه‌جا شوم چه چیزی از کار می‌افتد تغییر می‌دهد. سه محرک بیشترین سهم را دارند. اول، درخواست احراز هویتی است که بعد از واقعه از راه می‌رسد — حسابی که یک سال تمام بدون مشکل صورت‌حساب شده، ناگهان تا آپلود یک مدرک محدود می‌شود. دوم صورت‌حساب است: compute پیش‌بینی شده بود، egress نه. سومی آرام‌تر است و معمولاً آخر سر می‌رسد — این تشخیص که یک حساب کلود شرکتی، سابقه‌ای پایدار و به‌شکل احضاریه از اینکه چه کسی چه چیزی را اداره می‌کند، به جا می‌گذارد.

چهار نامی که در عنوان آمده معادل هم نیستند. AWS، DigitalOcean و Vultr شرکت‌های آمریکایی با ساختار شرکتی آمریکایی‌اند؛ Hetzner آلمانی است و آن‌قدر تهاجمی قیمت‌گذاری می‌کند که مردم کاغذبازی‌اش را تحمل می‌کنند. آنچه این‌ها مشترک دارند یک سیاست خاص نیست، بلکه یک توانایی است: هرکدام یک ابزار پرداخت تأییدشده در اختیار دارند و این حق را برای خود محفوظ می‌دانند که به صلاحدید خودشان، روی حسابی که شما از قبل روی آن ساخته‌اید، مدرک بیشتری بخواهند. جایگزین، سیاستی دوستانه‌تر نیست — بلکه ارائه‌دهنده‌ای است که از همان ابتدا این مدارک را جمع‌آوری نمی‌کند، که خلاصهٔ موضع بدون KYC ما همین است.

SP·02

هر hyperscaler پیش از راه‌اندازی instance چه چیزی را بررسی می‌کند

تفکیک سطح احراز هویت به لایه‌ها کمک می‌کند، چون بدون نیاز به مدرک هویتی معمولاً درست است اما معمولاً بی‌ربط. لایهٔ اول آدرس ایمیل است و، به‌طور فزاینده، شماره تلفنی که باید یک پیامک را بپذیرد — دو شناسه که بیشتر مردم همه‌جا از آن‌ها دوباره استفاده می‌کنند. لایهٔ دوم کارت پرداخت است، و این همان لایه‌ای است که کار اصلی را انجام می‌دهد: کارت را بانکی صادر کرده که یک بررسی هویت کامل انجام داده، پس ارائه‌دهنده بدون آنکه هرگز از شما مدرکی بخواهد، یک هویت حقوقی تأییدشده را به ارث می‌برد. لایهٔ سوم، که به‌صورت گزینشی فعال می‌شود، درخواست مدرک است — کارت شناسایی، یک سلفی، صورت‌حساب بانکی — که معمولاً با یک امتیاز ریسک که هرگز نمی‌بینید، فعال می‌شود.

به همین دلیل است که پرداخت هزینهٔ یک کلود آمریکایی با یک کوین حریم‌خصوصی‌محور که از یک صرافی متصل به کارت خریداری شده، تقریباً هیچ چیز را تغییر نمی‌دهد: هویت در لایهٔ دوم، پیش از ورود هرگونه رمزارز به تصویر، شکل گرفته است. حذف KYC از هاستینگ یعنی حذف رابطهٔ اعتباری‌ای که آن را الزامی می‌کند، نه جابه‌جا کردن ریل پرداختی که رویش نصب شده. راهنمای VPS بدون احراز هویت جنبهٔ حساب را با جزئیات پوشش می‌دهد، و پرداخت ناشناس برای هاستینگ جنبهٔ تأمین مالی را پوشش می‌دهد، از جمله حلقه‌هایی در این زنجیره که هویت افراد را لو می‌دهند. واژه‌نامه اصطلاحات استفاده‌شده در سراسر این سایت را تعریف می‌کند.

SP·03

کارت‌های پساپرداخت در برابر موجودی crypto پیش‌پرداخت

تفاوت ساختاری میان این دو مدل، اعتبار است. یک hyperscaler اجازه می‌دهد اول مصرف کنید و بعد صورت‌حساب بگیرید، که شما را برای یک ماه بدهکار می‌کند — و هیچ‌کس به یک طرف حساب ناشناس اعتبار نمی‌دهد. احراز هویت یک افزودهٔ جانبی روی صورت‌حساب پساپرداخت نیست؛ همان چیزی است که اصلاً صورت‌حساب پساپرداخت را ممکن می‌سازد. جهت را برعکس کنید و این الزام محو می‌شود. یک موجودی پیش‌پرداخت هیچ ریسک اعتباری با خود ندارد، پس چیزی برای پذیره‌نویسی نیست و دلیلی برای دانستن اینکه شما که هستید وجود ندارد. این همان سازوکار واقعی پشتِ یک سرور کلود بدون احراز هویت است، و پیش از آنکه شبیه تبلیغات به گوش برسد، ارزش فهمیدن دارد.

در عمل: یک حساب یعنی یک نام کاربری و یک رمز عبور، همراه با هشت کد بازیابی که هنگام ثبت‌نام صادر می‌شود و هیچ ایمیلی در هیچ نقطه‌ای از این چرخه نیست. هر بار بین $30.00 و $5,000.00 شارژ می‌کنید، با هر یک از 8 کوین و نوع شبکه در 7 ارز، که Monero و Bitcoin اول فهرست شده‌اند. سپس استقرارها و تمدیدها آن موجودی را به‌صورت داخلی کسر می‌کنند — بدون صورت‌حساب، بدون انتظار برای تأیید، یک VPS در حدود 15 min آنلاین می‌شود. موجودی استفاده‌نشده تا ۳۰ روز پس از شارژی که آن را تأمین کرده، به رمزارز و منهای کارمزد شبکه قابل استرداد است. مکانیزم کامل، از جمله نردبان پاداش روی شارژهای بزرگ‌تر، در توضیح صورت‌حساب موجودی پیش‌پرداخت آمده است؛ راهنمای گام‌به‌گام Monero یک شارژ را از ابتدا تا انتها نشان می‌دهد.

SP·04

Egress، پهنای باند و صورت‌حسابی که هیچ‌کس پیش‌بینی نمی‌کند

egress اندازه‌گیری‌شده همان ردیفی است که بیش از هر چیز، همان جست‌وجویی را که شما را به این‌جا کشانده، به راه می‌اندازد. compute را می‌توان به‌سادگی مدل کرد — ساعت‌های instance ضرب در یک نرخ — در حالی که egress تابعی است از اینکه چیز شما چقدر محبوب از آب درمی‌آید، که دقیقاً همان عددی است که نمی‌توانید پیش‌بینی کنید. اطراف آن، کنتورهای فرعی نشسته‌اند: انتقال بین‌ناحیه‌ای، واحدهای ظرفیت load balancer، ساعت‌های gateway، و کارمزد هر گیگابایت برای بیرون کشیدن بک‌آپ‌های خودتان. یک ماه موفقیت غیرمنتظره، به‌جای گلوگاه فنی، به‌شکل یک صورت‌حساب می‌رسد، و در نهایت معماری بر اساس برگهٔ قیمت شکل می‌گیرد.

پاسخ ما ساده و ثابت است. هر پلن VPS یک پورت بدون کنتور دارد — 1 Gbps در سراسر محدوده، 2 Gbps روی بزرگ‌ترین پلن — و قیمت ماهانه، کل قیمت است. هیچ سقف ترافیکی برای رد کردن و هیچ کارمزد هر گیگابایتی برای خروج وجود ندارد، به همین دلیل رسانه، مقاصد بک‌آپ، mirrorها و خروجی‌های VPN معمولاً اول جابه‌جا می‌شوند. مقابله با DDoS در لایهٔ L3/4 تا سقف 1.5 Tbps، به‌صورت استاندارد ارائه می‌شود؛ نه به‌عنوان افزوده‌ای مجزا و اندازه‌گیری‌شده. بدون کنتور بودن به‌معنای بدون نظارت بودن نیست، و وانمود کردن به خلاف آن ناصادقانه خواهد بود: سیاست استفادهٔ قابل‌قبول همچنان اعمال می‌شود، و اسپم، فرماندهی-و-کنترل بدافزار و CSAM به‌محض مشاهده حذف می‌شوند.

SP·05

حوزهٔ قضایی: وقتی کلودهای US را ترک کنید، چه کسی به داده‌هایتان دسترسی دارد

ترک یک کلود آمریکایی، سیستم حقوقی‌ای را که زیرساخت شما پاسخ‌گوی آن است تغییر می‌دهد، و این معمولاً اثری بزرگ‌تر از قیمت دارد. یک ارائه‌دهنده با ثبت شرکتی در آمریکا، صرف‌نظر از اینکه چه پرچمی بالای دیتاسنتر برافراشته، در دسترسِ فرآیندهای قضایی آمریکاست، چون شرکت مادر نقطهٔ اهرم است، نه رَک سرور. انتخاب یک میزبان بیرون از آن ساختار، سؤال را به مجموعه‌ای دیگر از دادگاه‌ها می‌برد، با معیارهای متفاوت برای اینکه یک دستور پیش از آنکه کسی بر اساس آن اقدام کند، باید حاوی چه چیزی باشد. این یک تغییر واقعی است، نه یک راه فرار: همیشه کسی حوزهٔ قضایی دارد، و شما دارید انتخاب می‌کنید که این حوزه از آنِ چه کسی باشد.

6 منطقه برای انتخاب وجود دارد. Bucharest و Amsterdam با نرخ پایه صورت‌حساب می‌شوند و قوی‌ترین اتصال اروپایی را دارند؛ Zurich، Reykjavik، Kuala Lumpur و Panama City هرکدام یک ضریب منطقه‌ای اعمال می‌کنند که به‌صورت زنده در پیکربندی‌گر (configurator) نشان داده می‌شود، و هرکدام چیز متفاوتی می‌خرند — حفاظت قانونی از داده، چارچوبی برای آزادی مطبوعات، تأخیر آسیا-اقیانوسیه بیرون از Five Eyes، یا نبود قانون نگه‌داری اجباری داده. این مصالحه‌ها منطقه‌به‌منطقه در کدام موقعیت آفشور را انتخاب کنید؟ و از نظر حقوقی در مقایسهٔ حوزه‌های قضایی هاستینگ آفشور بررسی شده‌اند. موضع خودمان جابه‌جا نمی‌شود: اعلامیه‌های DMCA پردازش یا پاسخ داده نمی‌شوند — DMCA یک قانون آمریکایی است که در حوزه‌های قضایی ما هیچ اعتباری ندارد، و ما تنها بر اساس یک دستور الزام‌آور از دادگاهی که صلاحیت رسیدگی به آن سرور مشخص را دارد، اقدام می‌کنیم. اینکه این عبارت دقیقاً چه چیزی را در بر می‌گیرد و چه چیزی را نه، در معنای واقعی «هاستینگ نادیده‌گیرندهٔ DMCA» باز شده است.

SP·06

نگاشت یک instance از AWS یا DigitalOcean به یک پلن بدون KYC

بیشتر مهاجرت‌ها کوچک‌تر از آن‌چیزی هستند که احساس می‌شوند. یک instance با کاربرد عمومی چیزی نیست جز تعداد vCPU، یک رقم حافظه و یک دیسک، و نردبان VPS بدون KYC شامل Drift، Shelf، Slope، Abyss و Hadal از $8.00 در ماه است — مشخصات دقیق در صفحهٔ پلن‌ها قرار دارد نه اینجا، جایی که به‌مرور قدیمی می‌شدند. دو عادت در طول جابه‌جایی ارزش شکستن دارند. اولی، تعیین اندازه بر اساس نوع instance به‌جای اندازه‌گیری واقعی است: vCPU اختصاصی روی EPYC با NVMe رفتاری متفاوت از یک instance قابل‌انفجار (burstable) دارد که ماه‌هاست بی‌سروصدا محدود می‌شده، و جایگزین صادقانه اغلب یک پله پایین‌تر از برچسب قدیمی است.

عادت دوم، رفتار با فضای ذخیره‌سازی به‌عنوان چیزی نامحدود است. block storage که به‌ازای هر ترابایت و بنا به تقاضا متصل می‌کردید، در اینجا به یک رقم ثابت NVMe در هر پلن تبدیل می‌شود، پس بار کاری‌ای که اجازه داشته بی‌رویه رشد کند، پیش از جابه‌جایی به یک عدد واقعی نیاز دارد. بالاتر از نردبان VPS، سخت‌افزار اختصاصی (dedicated) از $66.00 در ماه شروع می‌شود و جایی است که هرچیزی روی یک instance ردهٔ متال بزرگ اجرا می‌شود باید به آن برود؛ در Bucharest، Amsterdam و Zurich در دسترس است، و راه‌اندازی 2–12 h طول می‌کشد نه چند دقیقه.

SP·07

وقتی یک cloud بزرگ‌مقیاس را کنار می‌گذارید، واقعاً چه چیزی از دست می‌دهید

این همان بخشی است که بیشتر راهنماهای مهاجرت از قلم می‌اندازند. شما یک پلتفرم مدیریت‌شده را با root روی یک سرور معاوضه می‌کنید، و این تفاوت، کار واقعی است. نه سرویس object-storage وجود دارد، نه پایگاه‌دادهٔ رابطه‌ایِ مدیریت‌شده، نه محیط اجرای serverless، نه control plane مدیریت‌شدهٔ Kubernetes، نه سیستم هویت-و-دسترسی با سیاست‌های مبتنی بر نقش، و نه گروه autoscaling که بی‌سروصدا ساعت سه بامداد چون یک صف عمیق شده، instance اضافه کند. هرچیزی که به‌صورت سرویس اجاره می‌کردید، به چیزی تبدیل می‌شود که خودتان باید نصب، پایش، وصله (patch) و بک‌آپ کنید. به‌جای دوجین‌ها منطقه، 6 منطقه وجود دارد، پس یک ردپای لبه‌ای (edge) واقعاً جهانی در فهرست نیست. صورت‌حساب ماهانه و پیش‌پرداخت است نه ثانیه‌ای، که برای بارهای کاری پایدار مناسب است و بارهای کاری ناگهانی و اوج‌دار را جریمه می‌کند.

یک سقف انطباق (compliance) هم وجود دارد، و شایسته است رک گفته شود: اگر ممیز یک مشتری به یک فروشندهٔ نام‌برده، یک توافق‌نامهٔ امضاشدهٔ پردازش داده و یک گزارش تأیید نیاز داشته باشد، میزبانی که عمداً هیچ مدرک هویتی نگه نمی‌دارد — از جمله همین‌جا — آن پرسش‌نامه را برآورده نخواهد کرد. این شکافی نیست که قصد داریم ببندیم: پیامدی مستقیم از این مدل است، نه یک غفلت. این معاوضه را در برابر مدل تهدید خودتان بسنجید، نه در برابر مدل ما. جدول مقایسه ما را در کنار ده میزبان حریم‌خصوصی دیگر با همان معیارها قرار می‌دهد، و FAQ به پرسش‌های عملیاتی‌ای پاسخ می‌دهد که این راهنما عمداً کوتاه نگه‌شان داشته.

SP·08

کدام workloadها تمیز جابه‌جا می‌شوند و کدام باید بمانند

موارد قابل‌جابه‌جاییِ تمیز، همان‌هایی هستند که تنها از یک hyperscaler به‌عنوان یک باکس Linux با شبکه‌ای خوب استفاده می‌کرده‌اند. خروجی‌های VPN و تونل‌های شخصی — نگاه کنید به راه‌اندازی WireGuard خودتان — به همراه رله‌های Tor، میل‌سرور خوداستقرار، سایت‌های استاتیک و نصب‌های CMS، بک‌اندهای اپلیکیشن و بازی، اجراکننده‌های CI، اسکرِیپرها، mirrorها و هرچیز egress-محور. هیچ‌کدام از این‌ها وابستگی به سرویس مدیریت‌شده ندارند، و پورت ثابت و بدون کنتور معمولاً هم‌زمان آن‌ها را ارزان‌تر و ساده‌تر می‌کند.

مواردی که باید سرجایشان بمانند هم به همان اندازه قابل‌تشخیص‌اند. هرچیزی که به یک سرویس مدیریت‌شدهٔ اختصاصی جوش خورده، یک بازنویسی است نه یک مهاجرت، و بازنویسی‌ای که به شکل جابه‌جایی درآمده، دقیقاً همان چیزی است که مهاجرت‌ها را با شکست مواجه می‌کند. هرچیز واقعاً کشسان — ترافیکی که طبق یک زمان‌بندی چند برابر نوسان می‌کند — دقیقاً همان چیزی است که صورت‌حساب ثانیه‌ای و گروه‌های autoscaling در آن خوب عمل می‌کنند. هرچیزی که زیر یک نظام انطباق باشد که فروشندگانش را نام می‌برد، همان‌جایی می‌ماند که کاغذبازی‌اش از قبل هست. یک دارایی تقسیم‌شده یک نتیجهٔ مشروع است، نه اعتراف به شکست: بارهای کاری VPS آفشور را که سود می‌برند جابه‌جا کنید، و بقیه را دقیقاً همان‌جا که هستند رها کنید.

SP·09

گام‌به‌گام

  1. 01

    فهرست کنید که hyperscaler واقعاً چه کاری برایتان انجام می‌دهد

    پیش از قیمت‌گذاری هرچیزی، هر سرویسی را که در حساب دارید فهرست کنید، نه فقط instanceها را. پایگاه‌داده‌های مدیریت‌شده، سطل‌های object-storage، صف‌ها، گواهی‌ها، zoneهای DNS، وظایف زمان‌بندی‌شده و نقش‌های IAM، همان مهاجرت واقعی‌اند؛ compute بخش ساده‌ی کار است. هرچیزی در آن فهرست که جایگزین خوداستقرار ندارد، یک تصمیم است که باید گرفته شود، نه یک کار که باید زمان‌بندی شود.

  2. 02

    یک حساب باز کنید و یک موجودی پیش‌پرداخت شارژ کنید

    ثبت‌نام یعنی یک نام کاربری و یک رمز عبور — بدون ایمیل، بدون تلفن، بدون کارت. پیش از هر اقدام دیگری، هشت کد بازیابی را به‌صورت آفلاین ذخیره کنید: اگر رمز عبور و هر هشت کد را از دست بدهید، حساب غیرقابل‌بازیابی می‌شود، چون هیچ مسیر بازنشانی از طریق ایمیل برای بازگشت به آن وجود ندارد. سپس از $30.00 با کوینی که انتخاب می‌کنید شارژ کنید.

  3. 03

    اندازهٔ جایگزین را تعیین کنید و منطقه را انتخاب کنید

    ارقام CPU و حافظه‌ای را که اندازه‌گیری کرده‌اید در نظر بگیرید، نه ارقامی که تخصیص داده بودید، و یک پله از نردبان را انتخاب کنید. منطقه را اول بر اساس نمایهٔ حقوقی‌اش انتخاب کنید و دوم بر اساس تأخیرش، سپس پیش از نهایی‌کردن، ضریب منطقه‌ای را در پیکربندی‌گر (configurator) بخوانید. یک VPS در حدود 15 min آنلاین می‌شود؛ سخت‌افزار اختصاصی 2–12 h طول می‌کشد.

  4. 04

    پیش از جابه‌جایی هر داده‌ای، اجزای مدیریت‌شده را بازسازی کنید

    جایگزین‌ها را برپا کنید و در حالی که استک قدیمی هنوز ترافیک را سرویس می‌دهد، ثابت کنید کار می‌کنند: PostgreSQL یا MariaDB به‌جای پایگاه‌دادهٔ مدیریت‌شده، یک سرور object-storage یا دیسک ساده به‌جای bucket، یک reverse proxy به‌جای load balancer مدیریت‌شده، و اتوماسیون گواهیِ خودتان. همزمان باکس را سخت‌تر (harden) کنید — SSH فقط با کلید، فایروال با سیاست default-deny، به‌روزرسانی‌های امنیتی خودکار.

    apt update && apt full-upgrade -y
    apt install -y ufw fail2ban unattended-upgrades
    ufw allow OpenSSH
    ufw enable
  5. 05

    داده را همگام‌سازی کنید، سپس دوباره همگام‌سازی کنید

    یک کپی حجیم اول را در حالی که سرویس قدیمی هنوز زنده است انجام دهید، سپس در لحظهٔ cutover یک پاس دوم کوتاه برای گرفتن دلتا. پایگاه‌داده‌ها با یک dump و یک restore جابه‌جا می‌شوند، یا در صورت محدود بودن بودجهٔ downtime، با replication. پیش از آنکه به آن اعتماد کنید، restore را روی باکس جدید تمرین کنید — یک بک‌آپ آزمایش‌نشده، بک‌آپ نیست.

    rsync -aHAX --numeric-ids --info=progress2 /srv/ root@newhost:/srv/
    pg_dump -Fc appdb | ssh root@newhost 'pg_restore -d appdb'
  6. 06

    TTL رکورد DNS را پایین بیاورید، سپس cutover کنید

    حداقل یک روز پیش‌تر، TTL هر رکوردی را که قصد جابه‌جایی‌اش را دارید به ۳۰۰ ثانیه کاهش دهید، تا پیش از سوییچ، مقدار قدیمی از تمام کش‌ها منقضی شده باشد. رکوردها را تغییر دهید، لاگ‌های هر دو سرور را زیر نظر بگیرید تا سرور قدیمی ساکت شود، سپس دوباره TTL را بالا ببرید.

    dig +noall +answer example.com A
    dig +noall +answer +trace example.com A
  7. 07

    از رده خارج کردن را عمدی انجام دهید، نه فوری

    پیش از حذف هرچیزی، به مهاجرت یک چرخهٔ کامل صورت‌حساب فرصت بدهید — instance قدیمی همان rollback شماست، و حداکثر یک ماه دیگر هزینه دارد. وقتی مطمئن شدید، هرچه را که باید نگه دارید export کنید، داده‌ها را حذف کنید، روش پرداخت را بردارید، سپس به همین ترتیب حساب را ببندید. بستن یک حساب، سابقهٔ وجود داشتنش را پاک نمی‌کند، و این همان استدلالی است که برای باز نکردن حساب بعدی وجود دارد.

SP·10 — پرسش‌های متداول

پاسخ‌های سریع

آیا برای باز کردن حساب باید مدرک هویتی بفرستم؟

خیر. ثبت‌نام یعنی یک نام کاربری و یک رمز عبور، و تنها چیزهایی که نگه‌داری می‌شوند عبارت‌اند از همان هش رمز عبور با argon2id، موجودی شما و دفتر کل آن، مشخصات سفارش‌ها، و لاگ‌های دسترسی که پس از ۱۴ روز چرخانده (rotate) می‌شوند. هیچ نام، آدرس، شماره تلفن یا کارتی در پرونده نیست. فهرست کامل آنچه نگه‌داری می‌شود — و بنابراین آنچه هر فرآیند قضایی می‌تواند به آن دست پیدا کند — در صفحهٔ سیاست بدون KYC فهرست شده است.

آیا این از یک instance معادل در AWS ارزان‌تر است؟

معمولاً بله، اما پاسخ صادقانه این است که تقریباً به‌طور کامل به egress بستگی دارد. وقتی اعتبارهای instance قابل‌انفجار (burstable) را کنار بگذارید، هزینه‌های compute کلی‌اش قابل‌مقایسه است؛ تفاوت ساختاری، پورت بدون کنتور است، که یک ردیف متغیر را حذف می‌کند که اغلب از ردیف compute بزرگ‌تر است. اگر بار کاری شما تقریباً چیزی ارسال نمی‌کند، صرفه‌جویی ناچیز است. اگر رسانه، بک‌آپ یا یک خروجی VPN را سرویس می‌دهد، این‌طور نیست.

چه چیزی جای S3، RDS و load balancerهای مدیریت‌شده را می‌گیرد؟

نرم‌افزاری که خودتان اجرا می‌کنید: یک سرور object-storage یا دیسک ساده پشت یک وب‌سرور، PostgreSQL یا MariaDB روی همان باکس، و یک reverse proxy مثل nginx یا HAProxy جلوی آن. این همان هزینهٔ واقعی جابه‌جایی است — شما root و یک حوزهٔ قضایی به انتخاب خودتان به دست می‌آورید، و در عوض وصله‌گذاری، پایش و بک‌آپ‌گیری را بر عهده می‌گیرید. پیش از متعهد شدن به مهاجرت، زمان عملیاتی را صادقانه بودجه‌بندی کنید.

آیا می‌توانم Elastic IP یا floating IP خودم را با خودم بیاورم؟

خیر. آدرس‌ها متعلق به هرکسی هستند که آن‌ها را announce می‌کند، پس یک مهاجرت همیشه به معنای IPهای جدید است. برنامه‌ریزی‌تان را بر همین اساس بچینید: پیش از cutover، مقدار TTL رکوردهای DNS را پایین بیاورید، هر allowlist‌ای را که همکارانتان نگه می‌دارند به‌روزرسانی کنید، و پیش از هدایت میل به سمت آدرس جدید، آن را در برابر لیست‌های سیاه اعتبار (reputation blocklists) بررسی کنید. هر پلن شامل یک آدرس IPv4 و یک IPv6 /64 است.

اگر بگذارم موجودی پیش‌پرداخت تمام شود چه اتفاقی می‌افتد؟

بلافاصله هیچ اتفاقی — سرورها تا پایان همان دوره‌ای که برایش پرداخت شده اجرا می‌شوند. تمدیدها در تاریخ خودشان از موجودی کسر می‌شوند، پس پیش از رسیدن آن تاریخ شارژ کنید؛ پنل هر سرور را با دورهٔ آن فهرست می‌کند، و پیکربندی‌گر در صورت کمبود، دقیقاً میزان کسری را برای یک خرید اعلام می‌کند. موجودی استفاده‌نشده تا ۳۰ روز پس از شارژی که آن را تأمین کرده، به رمزارز و منهای کارمزد شبکه قابل استرداد است.

آیا اعلامیهٔ DMCA دربارهٔ سایتی که به اینجا منتقل کرده‌ام را ارسال می‌کنید؟

اعلامیه‌های DMCA پردازش یا پاسخ داده نمی‌شوند — DMCA یک قانون آمریکایی است که در حوزه‌های قضایی ما هیچ اعتباری ندارد، و ما تنها بر اساس یک دستور الزام‌آور از دادگاهی که صلاحیت رسیدگی به آن سرور مشخص را دارد، اقدام می‌کنیم. این یک مجوز باز نیست: سیاست استفادهٔ قابل‌قبول اجرا می‌شود، و هاستینگ «bulletproof» یک پرچم قرمز است نه یک نقطهٔ فروش، همان‌طور که آن خط مرزی مهم توضیح می‌دهد.

آن را به عمل درآورید

VPS ظرف 15 min آنلاین، اختصاصی ظرف 2–12 h تحویل داده می‌شود. از $30.00 با کریپتو شارژ کنید — بدون هویت پیوست‌شده.

استقرار یک VPS